این روزها هر کتاب روان شناسی کاربردی را باز می‌کنید، می‌بینید گفته است: «جملات تاکیدی مثبت را تکرار کنید!»

متوجه شده‌ام بیشتر افراد نمی‌دانند جملات تاکیدی مثبت چیست یا چه کاربردی دارد. شما در پایان مطالعه این مقاله، می‌توانید به این چهار سؤال پاسخ بدهید:

 

 

ذهن ما دو بخش دارد: خودآگاه و ناخودآگاه

ذهن خودآگاه بخشی است که ما با آن آشنا هستیم و به آن دسترسی داریم.  ولی بخش اعظم ذهن ما ناخودآگاه است و ما آن را نمی‌شناسیم. جالب است بدانید، ذهن ناخودآگاه ما، زندگی ما را می‌سازد.

 

برای مثال ممکن است من بگویم می‌خواهم پولدار باشم. در ظاهر دارم برای پول درآوردن تلاش می‌کنم و زحمت می‌کشم. ولی اگر ناخودآگاه من باور داشته باشد  پولدارها آدم‌های طماع و بدی هستند، پس من دلم می‌خواهد آدم خوب و فقیری بمانم. در نتیجه ولخرجی می‌کنم که مبادا پولی ته جیبم باقی بماند و یا مریض می‌شوم و سر کار نمی‌روم تا کار نکنم و پول در نیاورم. خودم هم خبر ندارم دارم چه بلایی سر خودم می‌آورم. من در جهت شمال می‌دوم ولی ذهن ناخودآگاهم مرا کشان کشان به جنوب می‌کشاند. پس درجا می‌زنم، مستأصل می‌شوم، از خودم و زمین و زمان بدم می‌آید. زیرا خودم دارم به خودم خیانت می‌کنم.

 

ممکن است خانم مجردی بخواهد ازدواج کند، ولی ذهن ناخودآگاه او باور داشته باشد، ازدواج قفسی تنگ است که استعدادهای او را خفه می‌کند و امکان پیشرفت و رسیدن به آرزوها را از او می‌گیرد. چنین خانمی به ظاهر برای ازدواج نگران است و در تلاش و تقلاست، ولی در واقع با مردان بدرفتاری می‌کند، هرگز از کسی نمی‌پرسد اشکال کار او کجاست و به این ترتیب فرصتهای ازدواج را می‌سوزاند.

 

ممکن است فردی بخواهد کسب و کاری موفق براه بیندازد، ولی ذهن ناخودآگاه او باور داشته باشد راه اندازی کسب و کار خیلی زحمت دارد و مزاحم تفریح و استراحت او می‌شود. او در ناخودآگاهش تفریح و استراحت را بیش از داشتن کسب و کار دوست دارد. چنین فردی به صورت ناخودآگاه برای فرار از کار کردن، بهانه‌هایی می‌سازد.

 

بخش اعظم ذهن ناخودآگاه ما در دوران کودکی ما شکل گرفته است. بنابراین اگر هدفگذاری می‌کنید، ولی برای هدف خود اقدام نمی‌کنید و حتی کارهایی برخلاف هدف خود انجام می‌دهید، وقتش رسیده که ناخودآگاه خود را آگاهانه برنامه ریزی کنید.

 

برای این که ذهن ناخودآگاه را دوباره برنامه نویسی کنیم، راه‌های متعددی وجود دارد. یکی از آنها استفاده از جمله تاکیدی مثبت است. یعنی برنامه‌ای را که در نظر دارید، به صورت جمله‌ای دربیاورید و آنقدر تکرار کنید که در ذهن ثبت شود. راه‌های دیگر برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه، تجسم، نوشتن آرزوها و تماشای تصاویر آنهاست .

 

جمله تاکیدی چهار ویژگی دارد:

 

فرض کنید می‌خواهید وزن کم کنید.

 

جملات غلط اینها هستند:

من 58 کیلوگرم خواهم شد. (زمان فعل آینده است)

من اشتها ندارم. (فعل منفی است)

من کم غذا می‌خورم. (فعل منفی است)

من چاق نیستم. (فعل منفی است)

من وزن کم می‌کنم. (فعل منفی است)

 

جمله تاکیدی مثبت می‌تواند چنین جمله‌ای باشد:

من سالم و خوش هیکل و 60 کیلوگرم هستم.

 

 خیر! فقط تکرار کنید. برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه نیازی به تمرکز و فکر کردن ندارد.

 

تکرار کردن جمله تاکیدی مثبت، ابزار قدرتمندی برای برنامه ریزی ناخودآگاه است.

 

یکی از راه‌های بسیار خوب استفاده از جملات تاکیدی مثبت، تکرار عبارت «من خودم را دوست دارم!» است. روزانه دوبار و هر بار صد مرتبه بگویید: «من خودم را دوست دارم!» کسی که خودش را دوست داشته باشد، بهترین انتخاب‌ها را برای خودش انجام می‌دهد. کسی که خودش را دوست دارد،هرگز به خودش صدمه نمی‌زند. کسی که خودش را دوست دارد، هر چه در توان دارد برای شاد کردن و خوشبخت کردن خود بکار می‌بندد. البته  منظور من از دوست داشتن خود، خودخواهی نیست. بلکه منظورم احساس سالم احترام به خود و دانستن قدر و ارزش خود است.

 

تکرار عبارت تاکیدی مثبت «من نابغه هستم!» کمک می‌کند خلاقیت در شما رشد کند.

من هر روز صبح یک دور تسبیح می‌اندازم. همانطور که می دانید تسبیح به سه بخش تقسیم شده است. من این سه عبارت تاکیدی را با تسبیح تکرار می‌کنم:

من خودم را دوست دارم!

می دوست داشتنی هستم!

من می‌توانم!

 

پیشنهاد می‌کنم شما هم این روش را امتحان کنید. پس از سه ماه متوجه می‌شوید چه اندازه تغییر کرده‌اید.

 

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد هدفگذاری، ایجاد انگیزه، حفظ انگیزه و اولویت بندی، پیشنهاد می‌کنم یکی از محصولات هدفگذاری گیس گلابتون را تهیه بفرمایید. هدفگذاری برای آدم‌های باهوش یکی از ساده‌ترین و کامل‌ترین سیستم‌های هدفگذاری به زبان فارسی است.

 

کتاب الکترونیک الفبای هدفگذاری و مدیریت زمان

هدفگذاری برای آدم‌های باهوش – پستی

 

 

دیدگاهتان را بنویسید