سال 1395 چگونه گذشت؟

سال سختی بود… سال سختی بود … البته گزارش سال 1394 را دیدم، آنجا هم نوشته بودم چه سال دشواری… خب… گویا سال‌های دشوار دارند پشت سر هم می‌آیند و می‌روند. من هن هن کنان دنبال سال‌های عمرم می‌دوم. سال 1395 دشوار آغاز شد، با دشواری ادامه پیدا کرد، ولی خدا را صد هزار مرتبه که با خوبی و خوشی دارد به پایان می‌رسد.

 

الان که دارم بررسی می‌کنم متوجه شدم امسال تمرینات بهترین سال زندگی را انجام ندادم. انگار تصمیم نگرفته بودم برای چندمین بار بهترین سال زندگی‌ام را بسازم. به همین دلیل اینجا اعلام می‌کنم خیال دارم سال 1396 را به بهترین سال زندگی‌ام تبدیل کنم و تمرینات بهترین سال زندگی را با دقت و پیگیری انجام خواهم داد. قول!

 

شاید یک وقتی بگویم که در سال 1395 چه اتفاقاتی افتاد، ولی به قول معروف “نه حالا حالاها!” نه! در حال حاضر نمی‌خواهم بنویسم در سال 1395  با چه چالش‌هایی دست و پنجه نرم کردم. هر چالشی باعث می‌شود آدم از نظر روحی رشد کند، به شرطی که درس نهفته در چالش را به گوش جان بشنویم. من درس‌ها را شنیده‌ام و خیال دارم در سال 1396 درس‌ها را به کار بگیرم.

 

 

 

برای من، سال 1395 سال عبور کردن از ترس‌های زیادی بود. من همه روابطم را بررسی و قاطعانه روابط زهرآگین را قطع کردم. دیگر اجازه ندادم هیچکس خشم و عقده‌هایش را روی سر من خالی کند. از این بابت به خودم افتخار می‌کنم. جرات کردم و کتاب مادرناتنی را نوشتم. شجاعت کردم و همایش زن جذاب را صورت علنی برگزار کردم. خب… یک دندان دیگر را کشیدم، به مدت سه هفته دچار آنفولانزا شدم، محل جراحی قدیمی‌ام بقدری درد گرفت که وحشت کردم مبادا مجبور شوم دوباره جراحی کنم. معمولاً خانه تکانی‌های ذهنی و دور ریختن الگوهای ناسالم و روابط ناسالم، مشکلات سلامتی بوجود می‌آورند. ما (ما یعنی ما آدم‌های شهودی، کل نگر و معتقد به انرژی کیهانی) می گوییم “برون ریزی” رخ می‌دهد. برون ریزی همیشه مبارک است چون پس از طی شدن دوره برون ریزی، شادی و سبکبالی را تجربه خواهیم نمود.

 

امسال تصمیم دارم حسابی مراقب خودم باشم. وقتی تهران بودیم، من هر روز 15 دقیقه پیاده روی می‌کردم، هر هفته استخر می‌رفتم و هر ماه ماساژ می‌گرفتم. از وقتی به رودهن آمدیم، یعنی دو سال و نیم اخیر، من پیاده روی نکردم، استخر نرفتم و ماساژ ماهانه نگرفتم. پیاده روی نکردم چون اطراف خانه ما محلی برای پیاده روی ندارد، استخر نرفتم چون نگران بهداشت استخر بودم و ماساژ نگرفتم چون … نمی‌دانم چرا! پیاده روی، استخر و ماساژ، هر سه سلامتی روحی و جسمی مرا تأمین می‌کنند. امسال خیال دارم حسابی مراقب خودم باشم. سال 1395 سال دشواری بود، ولی دشواری‌هایش ضرورت داشت. انشاالله سال 1396 سال لذت بردن از زحمات سال 1395 است.

 

 

احساس می‌کنم در این روزهای پایانی سال، سایت گیس گلابتون را جارو کرده‌ام، دستمال کشیده‌ام، پنچره هایش را پاک کرده‌ام، هفت سین چیده‌ام و به انتظار حلول سال نو نشسته‌ام. نوروزتان مبارک!

 

 

دیدگاهتان را بنویسید