افسردگی بیماری شایعی است. بسیاری از افراد در طول عمر خود دست کم یک بار افسردگی را تجربه کرده‌اند. به همین دلیل روانشناسان به افسردگی سرماخوردگی روح می گویند.

 

 

در ایران به خاطر جنگ و تورم و عدم ثبات اقتصادی، افسردگی شایع‌تر از حد نرمال است. شاید هم فرهنگ ما چندان با شادی میانه ندارد و عزاداری و ماتم را بشتر می‌پسندد.

 

تازگی فیلمی دیدم به نام Another happy day. گول اسم آن را خوردم و فکر کردم فیلم شادی است. متاسفانه اینطور نبود. فیلم اعصاب خرد کنی است، ولی حتی یک فیلم آشغال هم می‌تواند درسهایی برای آموختن داشته باشد:

 

داستان فیلم: خانمی  سالها قبل از همسرش جدا شده است. پسرش را به شوهر سابقش می‌سپارد و همراه دخترش زادگاهش را ترک می‌کند و با مردی دیگر ازدواج می‌کند. او از اردواج دوم خود دو پسر دارد.

 

پسر اول این خانم که همراه پدر و مادر ناتنی‌اش بزرگ شده، قصد ازدواج  دارد. او از مادر و خانواده جدیدش دعوت می‌کند به جشن عروسی بیایند. فیلم از لحظه شروع سفر مادر و دو پسر کوچکتر به سمت شهر زادگاه آغاز می‌شود.

 

وضعیت فرزندان این خانم به این شکل است:

 

 

مادر بشدت عصبی و پرخاشگر است. یکسره در حال گریه کردن و مظلوم نمایی است.

اوایل فیلم از پسر کوچکش می‌پرسد:

 

بالاخره پسر 17 ساله به آرزوی خود می‌رسد. پدر بزرگ در همان جشن عروسی می‌میرد و جشن عروسی به عزا منتهی می‌شود. اگر بدانید این خانواده داغان چقدر خوشحال شدند! آرام گرفتند و چشمانشان از خوشحالی برق می‌زد. آن‌ها یک روز شاد را تجربه کردند.

 

من این قماش آدمهای مشمئزکننده را می‌شناسم. حتم دارم شما هم چند نفر از آنها را سراغ دارید: افرادی که عروسی‌ها را به آشوب می‌کشند و از عزاداری‌ها کیف می‌کنند.

 

نفرت انگیز است. نه؟

 

متاسفانه وقتی آدم ناشاد و افسرده است همین اندازه نفرت انگیز و بدجنس می‌شود. از خبرهای خوب خوشحال نمی‌شود، بلکه ناراحت می‌شود. جوش می‌آورد. زار می زند. احساس غبن و ضرر می‌کند. انگار خوشبختی را از دست او گرفته‌اند و به دیگری داده‌اند. باید دیگران را هم به اندازه خودش ناراحت و بدبخت کند.

 

به همین  دلیل لازم است افسردگی را جدی بگیرید. اجازه ندهید دست سیاه افسردگی قلب شما را تیره و یخزده کند.

 

ادامه دارد…

 

دیدگاهتان را بنویسید