یک مادر باهوش می‌داند همه چیز را در مورد مادری کردن نمی‌داند، پس از دیگران می‌پرسد. از مادران دیگر، از مشاورین و مربی‌ها.

 

 

بعضی‌ها می گویند دو سال در خانه بمانم؟ دیوانه می‌شوم که!

اول این که خوشا به حال شما که مادر شده‌اید. 6% زنان متأهل نازا هستند و هرگز نمی‌توانند مادر شوند. بعضی دیگر فرصت مادر شدن را از دست داده‌اند، مثل خود من. مادر شدن معجزه‌ای است که شامل حال شما شده است. اگر من مادر می‌شدم پس از تولد فرزندم، تا دو سال در خانه می‌ماندم و در مورد پرورش کودک مطالعه می‌کردم. کتاب می‌خواندم، سی دی آموزشی می‌دیدم. با مادرانی که فرزندشان همسال بچه من است ارتباط برقرار می‌کردم و از آنها یاد می‌گرفتم. آموختن فرزندپروری را به پروژه اصلی زندگی‌ام تبدیل می‌کردم و مطمئنم پروژه دل انگیزی از آب درمی آمد. در پایان دو سال، شاید می‌توانستم یک کتاب آموزشی بنویسم، شاید یک کتاب خاطره و روزانه نگاری، شاید یک آلبوم پر از عکس کودک داشتم، شاید یک مجموعه یادداشت عالی از کتاب‌هایی که خوانده بودم. قبلاً در مورد پروژه شادی نوشته‌ام. خب … فرزندپروری می‌تواند پروژه شادی مادران باشد و بهترین پروژه دنیا. چون این دنیا قرار است در آینده به بچه‌های امروز تحویل داده بشود. ما خیال داریم دنیا را به دست چه کسانی بدهیم؟ همان کسانی که خودمان آن‌ها را پرورش داده‌ایم. مادران وظیفه بزرگی در مورد فرزندان به عهده دارند.

 

توجه کنید که در دوسال اول زندگی، 90% وظایف فرزندپروری به عهده مادر است. وظیفه اصلی پدر در این مدت این است که از مادر بخوبی مراقبت کند و عشق خود را به مادر نشان بدهد تا ظرف عشق و محبت مادر پر و پیمان باشد. البته اگر پدری وظیفه خود را به خوبی انجام نمی‌دهد، قرار نیست شما وظیفه خود را بخوبی انجام ندهید. آینده دنیا به دست شما ساخته می‌شود. مادری را جدی بگیرید و از آن لذت ببرید. خوش به حالتان که مادر شده‌اید.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید