لاویج و نور تیر – ۱۴۰۴

دوشنبه ۱۶ تیر اسباب و اثاثیه را بستیم. عروسم برای ناهار کتلت درست کرد. چه کتلتی! بهبه! حظ کردم. کتلتها را با ولع بلعیدیم و پس از جمعوجور، راهی جاده هراز شدیم. من و همسرم بهنوبت رانندگی کردیم تا به چمستان رسیدیم. هوا تاریک شده بود. چشمهای من آستیگمات است و رانندگی در شب برایم […]
۴ نشانه که این آدم برای تو نیست…

برایتان پیش آمده که بشدت عاشق شخصی هستی، ولی ته دلت میدانی یک جای این رابطه میلنگد. نه میتوانی رابطه را تمام کنی و احساس خوشبختی میکنی. به نظرم همه آدمها دستکم یکبار چنین تجربه ناخوشایندی را داشته است. اگر در حال حاضر چنین حسی داری، شاید لازم باشد بدانی «این آدم برای تو نیست…» […]
خرداد ۱۴۰۴

خرداد ۱۴۰۴ اول خرداد – پنجشنبه همراه دوست بهتر از گلم در کوچهپسکوچههای دماوند قدم زدم و سپس به کافه رفتیم و موهیتو نوشیدیم. حیف که مدت این معاشرت بسیار کوتاه بود، فقط دو ساعت. خیلی خوش گذشت… خیلی … در راه برگشت به خانه، باک بنزین را پر کردم و ماشین را به کارواش […]
راز دلگرمی واقعی

نمیدانم الان در چه وضعیتی هستید. در شهر و خانه خودتان هستید؟ یا مجبور شدید شهر و خانهتان را ترک کنید. صدمه ندیدید؟ یا خداینکرده و زبان لال، خودتان یا عزیزانتان صدمه دیدهاید. آرامش خود را حفظ کردهاید؟ یا دچار حملات پانیک و اضطراب هستید؟ در این روزهای سخت و دشوار، آدمها دنبال یکچیز […]