من از رئیسم متنفرم!

سی ساله و مجرد هستم. در جایی مشغول به کار هستم که رئیس بداخلاقی دارد. خیلی تحت استرس هستم. می‌ترسم کار را رها کنم مبادا بیکار بمانم. چه کار کنم؟   من پیشنهاد می‌کنم کارتان را رها نکنید. همانجا بمانید ولی یاد بگیرید شرایط را به نفع خودتان تغییر بدهید. به علاوه هروقت فرصت کاری […]

رها کردن کنترل آسان نیست ها!

همانطور که در پست پیش گفتم قرار است فردا به اصفهان برویم. من چهار سال است که ازدواج کرده ام و این چهارمین مسافرت دو نفری ماست. یک جورهایی ماه عسل چهارم! مسافرت های قبلی داستان های قشنگی داشت، ولی بعضی مسائل، گوشه هایش را تلخ کرده بود. امسال می خواهم توجه کنم که خودم […]

پسرهای مامانی-2

مادرهای گرامی! از همین حالا پسرهای خود را مثل یک مرد بزرگ کنید و یادتان باشد که این پسر قرار است یک مرد بشود و آقای یک خانه. این پسر قرار است با زنی ازدواج کند. یادتان باشد که این پسر، همسر شما نیست. توقعاتی که باید از همسر خود داشته باشید، از پسر خود […]

پسرهای مامانی-1

بعضی از مردها هنوز با بندناف به مادر خود چسبیده اند. مادرشان زندگی آنها را کنترل می کند. مادر هروقت می خواهد تلفن می کند، دستور می دهد، خرج می تراشد، خودش را به خانه پسرش دعوت می کند، از همه کار عروس ایراد می گیرد و عروس را خیط می کند. در همه جا […]