فتح مجدد درکه -1400

اوایل زمستان 1399 دچار کرونا شدم. بیماری ده هفته طول کشید: خستگی، کمبود انرژی، سرفههای شدید و تنگی نفس. پس از ده هفته، سرفهها تمام شد، ولی خستگی و تنگی نفس باقی ماند. نوروز به درکه رفتیم. من پس از طی مسافتی کوتاه، دچار تنگی نفس شدید شدم. مرگ را جلوی چشمم دیدم. چه روز […]
قرعه کشی – سوم

دوستان عزیز و دوست داشتنی ارسال ایمیل برای من هزینه دارد، آنهم هزینه دلاری. به همین دلیل هشتم تیرماه 1400، لیست ارسال ایمیل را کوتاه نمودم. افرادی که مدتها بود ایمیلها را نمیخواندند، از فهرست حذف کردم. از تکتک شما پرسیدم که آیا مایل هستید بازهم برایتان ایمیل بفرستم؟ و شما عزیزان که همراهان واقعی […]
سد لتیان – مهر 1400

من نزدیک به 50 سال است که مرتب از کنار جاجرود میگذرم و تابلوی «بهطرف سد لتیان» را میبینم، ولی هرگز سد و دریاچه لتیان را ندیده بودم. این هفته به آقای شوشو پیشنهاد کردم برای گردش به آن اطراف برویم. در وبسایتهای گردشگری ایرانی، سد و دریاچه لتیان بهعنوان یکی از جاذبههای گردشگری اطراف […]
سیاهچشم – برهآهوی غمگین

در سالهای دور که در شوشتر زندگی میکردیم، روزی برهآهویی را برایم هدیه آوردند. شکارچیها مادرش را کشته بودند و بعد دلشان سوخته بود، بره را با خودشان آورده بودند. کدخدای ده آن را به من هدیه داد. بامبی کوچولوی من… از لحظه اول که چشمم به چشمانش افتاد، دلم شکست… چشمهای درشت و […]