گیس ممدلی سوار اسب می شود!-2

بخش اول را اینجا بخوانید از اصطبل بیرون آمدیم و به سمت مانژ رفتیم. باشگاه دو تا مانژ داشت. مانژ را بر وزن فاعل بخوانید. مانژ همان زمینی است که اسب و اسب سوار در آن دور می زنند و تمرین می کنند و تعلیم می بینند. در یک مانژ سه تا کودک ده دوازده […]
برقان

بخش قبلی را اینجا بخوانید ساعت دوی بعداز ظهر باشگاه را ترک کردیم و به سمت ده برقان راه افتادیم. من اسم آلو برقانی را زیاد شنیده بودم، ولی نمی دانستم به واقع روستایی به نام برقان وجود دارد. چه جای آباد و زیبایی. میدان روستا، پر از مغازه های آلو و لواشک و […]
فیلم تلخ

من به ندرت سردرد می گیرم، شاید تا به حال در تمام عمرم ده بار هم سردرد، آن هم از نوع خفیف گرفته باشم. ولی پس از دیدن “جدایی نادر از سیمین” سه چهار ساعتی سردرد و تهوع داشتم. انگار سرم را داخل یک گیره بزرگ گذاشته بودند و فشار می دادند. مبحث “پیرآزاری” مبحثی […]
رها کردن کنترل آسان نیست ها!

همانطور که در پست پیش گفتم قرار است فردا به اصفهان برویم. من چهار سال است که ازدواج کرده ام و این چهارمین مسافرت دو نفری ماست. یک جورهایی ماه عسل چهارم! مسافرت های قبلی داستان های قشنگی داشت، ولی بعضی مسائل، گوشه هایش را تلخ کرده بود. امسال می خواهم توجه کنم که خودم […]