امروز اعتراض کردم! هورا!

امروز داشتم در استخر شنا می کردم که خانمی شناکنان از کنارم رد شد و ناخن هایش را با شدت در ساق پایم فرو برد. از شدت درد نفسم حبس شد. تا استخوانم تیر کشید. متوقف شدم و دیدم طرف بدون این که به روی خود بیاورد، به راهش ادامه داد. واکنش عادی من این […]

کتاب “چگونه مغناطیس پول شویم؟”

کتـــاب  “چگونه    مغناطیس پول       شویم؟” نوشته ماری کلیر کارلایل ترجمه آناهیتا چشمه علایی انتشارات نسل نواندیش قیمت 6900 تومان قابل خریداری در کتابفروشی های سراسر کشور   آقای شوشو برای شرکت در نمایشگاه دارویی به بمبئی رفته بود که گذارش به یک کتابفروشی می افتد. عنوان کتابی نظرش را جلب می کند […]

گریه مچم را گرفت …

در پارک سعادت آباد نشسته بودم و داشتم گل های رنگارنگ و چمن های سبز را تماشا می کردم. هوا سرشار از عطر شب بو بود. سه تا گربه و دو تا دختر کوچولو دور برم می چرخیدند. معمولا همه جا بچه ها و گربه ها و سگ ها دور و برم جمع می شوند. […]

خوشی ها و ناخوشی های یک زن

تمام سه شنبه را در خانه نشستم. اولش کلی برای خودم دلسوزی کردم و اشک ریختم و وردنه کوبیدم. بعد خسته شدم. حوصله ام از آه و ناله های خودم سررفت. ولی هنوز جان نداشتم. این هفته کنگره جراحان برقرار است. دوستی که از شهری دیگر به تهران آمده بود، تلفن کرد و سراغم را […]