کتابی که ترجمه کردم چاپ شد

کتابی که ترجمه کردم چاپ شد و در نمایشگاه کتاب عرضه خواهد شد: “چگونه مغناطیس پول شویم؟” نوشته ماری کلیر کارلایل انتشارات نسل نواندیش هنوز کتاب را ندیده ام. نمی دانم برایش چه جلدی انتخاب کرده اند. هنوز نمی دانم کودکم چه شکلی است ولی از روح بزرگ آن مطمئن هستم. نفسم از […]
داستان اول ماه مه

اول ماه می زمان عجیبی است. مردم باستان معتقد بودند که امروز روز وصل آسمان و زمین است. آسمان بر زمین می بارد و زمین را باور می کند. در دوران باستان، امروز روز بسیار مهم و مقدسی بود. در مورد “آب نیسان” شنیده اید؟ آب نیسان یعنی باران اردیبهشت ماه که آن را با […]
روز عقد ما

سه سال پیش در چنین روزی، ساعت هشت صبح به آرایشگاه رفتم. . . . به آرایشگر می گویم قرار است در یک مراسم عقد شرکت کنم. موهایم را جوری درست کند که روسری روی آن خوب بنشیند. چند تا گل کوچک هم روی موهایم بچسباند. پس از آنکه موهایم مرتب شد، خودم صورتم را […]
دارم می روم مشهد

دارم می روم مشهد. دلم برای مسافرت با قطار تنگ شده بود. یک وقتی برای تان می نویسم آقای شوشو را با قطارهای هند این طرف و آن طرف بردم و چه ماجراهایی داشتیم! کسانی که سوار قطارهای هند شده اند، می دانند وقتی می گویم قطار هندی، یعنی چه! برایتان تعریف خواهم کرد: )))))))))