روز عشاق

سلام دوستان عزیزم یک هفته، مطالعه را برای خودم غدغن کردم. تجربه جالبی بود. سال پیش که برای اولین بار این پرهیز را انجام دادم، فهمیدم که به مطالعه معتاد هستم. فهیدم که من برای دانا شدن مطالعه نمی کنم. بلکه مطالعه می کنم زیرا نمی توانم جلوی خودم را بگیرم! این بار تجربه ساده […]
خانه تکانی

با توجه به این که ظرف سه سال ازدواج مان، سه بار خانه عوض کرده ایم، من تا به حال خانه تکانی نکرده بودم. امسال سال دومی است که در همان خانه قبلی نشسته ایم، به همین دلیل عاقبت من هم لذت خانه تکانی را چشیدم. می گویم لذت، چون براستی هم لذت دارد که […]
ای … کوچه های دماوند

ای … کوچه های دماوند که کودکی من از شما خاطره ها دارد … پ ن 1: دو عکس اول، خانه ییلاقی والدینم در گیلاوند است و دو تا عکس آخر، از چشمه اعلا. عاشق این دو مکان هستم… پ ن 2: وااااااااااااااااااااااای من کلی کامنت را اشتباهی حذف کردم… معذرت می خواهم… ببخشید…شرمنده…
کلمات در سرم می چرخند…

وقتی پشت کامپیوتر می نشینم و تایپ می کنم کلمات بر صفحه مانیتور نقش می بندد. کلمات مال من نیست. من نمی دانم از کجا می آیند. (راستی من تایپ ده انگشتی را یاد گرفتم. قرار بود تا آخر آذر یاد بگیرم)من فقط یک جفت دست برای تایپ کردن هستم. من سوار قایق کلمات می […]