شفای زندگی

کتاب “شفای زندگی” نوشته لوییز هی، از جمله کتاب هایی است که من آن را بلعیده ام. آنقدر آن را دوباره و دوباره خوانده ام که شیرازه اش از هم پاشیده و صفحاتش ورق ورق است. آنقدر آن را خوانده ام  که دیگر نمی دانم کدامیک از افکار، مال خودم است و کدام مال لوییز […]

بیمارستان سوانح سوختگی

یک از وبلاگنویس ها که رزیدنت جراحی است، دکتر حمید احمدی، که خدمت ایشان ارادت زیادی دارم، دارد خاطرات مربوط به بیمارستان سوانح سوختگی را ثبت می کند. این خاطره تلخ به یادم آمد. می خواهم اینجا بنویسم باشد که تلخی آن از ذهنم پاک شود. ترسناک ترین بیمارستانی که در آن کار کردم، بیمارستان […]

دوست

اگر اشتباه نکنم مکزیک از نظرتعداد روزهای تعطیلات سالیانه در دنیا اول است. لابد ایران دوم است! به هر حال امروز باز هم تعطیل بود و مردم همیشه در صحنه باز هم غایب بودند. برای خودم نشسته بودم و داشتم به سی دی صوتی فیلم “راز” گوش می دادم. یک لحظه خیلی هیجانزده شدم و […]

گیس گلابتون در استخر

بلیت استخر 18 تومان است. دیشب به همسرم گفتم: ” فردا می روم استخر. اگر تنبلی کردم و نرفتم، 25 تومان جریمه به تو می دهم.” آقای شوشو شروع کرد به نوازش موهای من و گفت: “عزیزم! نازنینم! بگیر بخواب توی خانه! چرا بیخودی خودت را خسته می کنی! استراحت کن! از جایت تکان نخور!” […]