قوانین راهنمایی و رانندگی

برای هیجده ساله شدن و گواهینامه گرفتن روزشماری می کردم. یادم هست که درست روز 31 خرداد درخواست گواهینامه کردم! البته یک بار در امتحان شهر رد شدم و بار دوم قبول شدم. پشت ماشین لم می دادم و با دو انگشت فرمان را می چرخاندم. به سرعت برق و باد بین ماشین ها ویراژ […]

برایان تریسی در ایران

برایان تریسی دارد به ایران می آید و روز 21 و 22 مهرماه در تهران سخنرانی می کند. فکر می کنید عناوین سخنرانی او چیست؟ هدفگذاری و مدیریت زمان! برایان جان! داری با من رقابت می کنی؟! {یک گیس گلابتون خودشیفته توهم زده!} سه سال پیش همسرم از برایان تریسی دعوت کرد که به ایران […]

چه فیلمی بوووووووووووووووووووود! به به!

من معمولا این وقت شب، هفت پادشاه را خواب دیده ام. با توجه به این که یک هفته اخیر تقریبا خواب بودم، امشب خوابم نبرد و تا همین الان  داشتم فیلم می دیدم. اسمش یادم نیست (!) ولی یک فیلم خنده دار در مورد زن وشوهری بود در آستانه جدایی که تصادفی شاهد یک قتل […]

اولین بار که انگلیسی یاد گرفتم…

امروز خاطره ای به من هجوم آورد: دبستانی بودم. در شهری کوچک زندگی می کردیم. یک زن و شوهر هندی در آن شهر بودند. نمی دانم شغل مرد چه بود. بچه دار نمی شدند. زن عاشق و واله بچه ها بود. به التماس از مادرم خواست که هفته ای یک بار ساعتی پذیرای من باشد […]