گیس گلابتون قصه گو-1

می خواهم یک چند روزی قصه بگویم. یکی از شما دوستان، برایم نوشت که گیس گلابتون قصه گو را بیش از گیس گلابتون ناصح دوست دارد. خودم که هر دو تا را دوست دارم. هرگز نمی خواهم این تصور را در شما بوجود بیاورم که من انسانی کامل هستم و همه کارهایم درست است و […]

گیس گلابتون قصه گو-2

گیس گلابتون قصه گو-1 داشتم می گفتم که خشونت دارد در من کمرنگ می شود و هر چه می گذرد کمتر دلم می خواهد تیغ جراحی را روی پوست آدم ها بکشم. می دانم هربار که با تیغ، پوستی را می شکافم، دارم هاله اطراف آن آدم را پاره می کنم. به همین دلیل دیگر […]

رانندگی سریع و لوناپارک!

گاهی اوقات همسرم تند و بی احتیاط رانندگی می کند. گاهی اوقات خسته و کلافه می شود، گاهی اوقات احساس قدرت و جوانی می کند. به هر دلیلی گاهی اوقات رانندگی ترسناکی دارد. اوایل ازدواجم دندانهایم را روی هم فشار می دادم تا جیغ نکشم. ولی بالاخره کار به دعوا و جر و بحث می […]

رنگ مو

موهایم مشکی است و با رنگ چشمانم همامنگ است. رنگ کردن مو گذاشتن لنز رنگی را دوست ندارم. برای جشن عروسی ام موهایم را شرابی کردم. یا موهای من زیادی تیره است یا مهارت آرایشگر فراوان بود که هیچ کس نفهمید من بعد از نود و بوقی موهایم را رنگ کرده ام. عطای رنگ مو […]