این روزهای من- آبان 1399

این روزها مرتب از من میخواهید خاطرهنویسی کنم. والله نمیدونم چی بنویسم! اگر خاطرات قبلی مرا خوانده باشید، میدانید من درباره مسافرت و طبیعتگردی و روزهای خیلی خاص مینویسم. اهل روزمرگی نوشتن و نقنق کردن و غر زدن نیستم. این روزها من هم مثل همه شما بین خانه و محل کار جابجا میشوم. نه مهمانی […]
یلدای 1399

پنجشنبه 27 آذر وقتی شب میخواستیم بخوابیم، همسرم پرسید: فردا شب یلدا رو جشن میگیریم؟ فردا بگیریم؟ آره دیگه! جمعه دور هم باشیم. یکشنبه وسط هفته سخت میشه. درست میگی! حق با توئه جمعه هفت صبح بیدار شدم و قبل از خوردن صبحانه، آرد و تخممرغ را از یخچال بیرون آوردم تا یک ساعت در […]
1399 در یک نگاه

سال 1399، سال سیاه کرونا… برعکس سالهای قبل که بهسرعت میگذشت، امسال بر من چنان کند گذشت که انگار یک سال نبود و صدسال بود. خرداد امسال کتاب «بیست هزار آرزو» توسط انتشارات نسل نواندیش منتشر شد، ولی من فکر میکردم چند سال پیش بود! مجبور شدم به یادداشتهایم مراجعه کنم تا به خاطر آورم […]
تعطیلات نوروزی 1400

پارسال تعطیلات نوروزی برای من تلخ و بد گذشت، زیرا به دلیل اخبار بد کرونا، شوکه بودم، ولی امسال تعطیلات خوشی داشتم. انشاالله که برای شما هم چنین بود. من تمام زمستان بیمار بودم و روحیه ضعیفی داشتم. هنوز هم قدری ناتوانم، ولی بوی بهار مرا سر شوق آورد و با اشتیاق برای نوروز […]