تابستان 1397 چگونه گذشت؟

تابستان امسال چنان به سرعت گذشت که نفهمیدم چی شد!   تیرماه سفری یک هفته‌ای به هلند داشتیم، ولی فراهم کردن مقدمات قبل از سفر و رفع خستگی پس از سفر، تقریباً تمام ماه تیر را ازم دزدید. هنوز وقت نکرده‌ام سفرنامه هلند را بنویسم. (آخرهای شهریور بالاخره سفرنامه را نوشتم) در طول ماه تیر، […]

رویاهای سردرگم من

  ساعت دو صبح با سوالی در ذهن از خواب پریدم: نقاشی بوسه اثر گوستاو کلینت در کدام قصر وین نگهداری می‌شود؟   به سراغ موبایل رفتم تا جستجو کنم. قصر به انگلیسی چه می‌شود؟ کاستل که میشه قلعه… قصر چی میشه؟ گوگل تراسلیت گفت میشه: پالاس خوب… حالا قصرهای معروف وین کدام ها هستند: […]

ماه مهر با ما بی‌مهر بود…

وقتی به دبستان رفتم، مادرم نظارت شدیدی روی مسواک زدن من داشت. هر شب باید رأس ساعت نه شب می‌خوابیدم و قبل از خواب باید مسواک می‌زدم. من به دستشویی می‌رفتم و در را از داخل قفل می‌کردم. مسواک را خیس می‌کردم. کمی خمیردندان را داخل دهانم می‌گرداندم و سپس از دستشویی خارج می‌شدم. مادرم […]

نیم قرن پیش در چنین روزی

امروز (31 خرداد) طولانی‌ترین روز سال است. امروز آفتابی‌ترین روز سال است. امروز، خورشید دل آن ندارد که غروب کند.   نیم قرن پیش در چنین روزی، من دیده به جهان گشودم.   دیشب مراسم تولد سه نفره ما، با دیدن فوتبال شگفت انگیز ایران – اسپانیا (جام جهانی روسیه 2018) همراه شد. چه شبی […]