ارتباط دلشکستگی و آنفولانزا

هر دو بیمار بودیم و من بیمارتر. به همین دلیل پیشنهاد کردم از رد و بدل هدایای ولنتاین صرف نظر کنیم. (در پست روز عشق مبارک- سال 1395) اما آقای شوشو مرا میشناسد. میداند عاشق گل هستم و عاشق مناسبتها. حریص و پولپرست نیستم، ولی به نشان دادن عشق و محبت اهمیت میدهم. دلیل اصلی […]
بچه نگو! بلا بگو!

داستانی از گلی ترقی میخواندم که به این عبارات رسیدم: به پسربچه تخس گفتم: یک با دیگه به قلم پام لگد بزنی، پوستت را میکنم. نیم ساعت بعد که بچه هه دوباره سر و کلهاش پیدا شد، گوشش را گرفتم و پیچاندم. بچه هه عر میزد. پرسیدم ننه بابای این کیه؟ هیچکس جواب نداد […]
چهارشنبه سوری هم چهارشنبه سوریهای قدیم!

من مراسم و سنتهای ایرانی را دوست دارم. نه به خاطر ایرانی بودن و شعارهای توخالی ما “فرزند کوروش هستیم” و از این دست حرفها. من مراسم و سنتهای ایرانی را دوست دارم چون هماهنگ با عوض شدن فصل و چهره زمین است. تجربه به من نشان داده هرچه با زمین و طبیعت هماهنگتر باشم، […]
سال 1395 چگونه گذشت؟

سال 1395 چگونه گذشت؟ سال سختی بود… سال سختی بود … البته گزارش سال 1394 را دیدم، آنجا هم نوشته بودم چه سال دشواری… خب… گویا سالهای دشوار دارند پشت سر هم میآیند و میروند. من هن هن کنان دنبال سالهای عمرم میدوم. سال 1395 دشوار آغاز شد، با دشواری ادامه پیدا کرد، ولی خدا […]