تفکرات یک روز زمستانی

روی مبل قرمز و برزگ خانه مان جلوی تلویزون نشستهام و دارم سریال تماشا میکنم. از خودم میپرسم مردم پیش از اختراع فیلم و تلویزیون چطوری خودشان را سرگرم میکردند؟ شبهای طولانی پاییز و زمستان چگونه طی میشد؟ ما با تماشای فیلمها با قهرمان فیلم، همذات پنداری میکنیم. ماجراهای او را تجربه میکنیم. چیزهای […]
کوچ سرفینگ خیالی من!

زمانی که اسپرانتو یاد میگرفتم فهمیدم شیوهای از مسافرت به نام کوچ سرفینگ وجود دارد. بعضی آدمها دوست دارند وقتی به کشور جدیدی میروند کاملا در فرهنگ آن کشور ذوب بشوند. آنها دوست دارند به جای استفاده از تور و اقامت در هتل، به خانه یک نفر محلی بروند و آنجا اقامت کنند. سایتهایی […]
گیس گلابتون حسابداری یاد میگیرد-1

من معتقدم لازم است همه ما حسابداری بلد باشیم. حتی اگر خانه دار هستیم. منظورم گرفتن لیسانس و… نیست. خیر! منظورم سر در آوردن از کلیات حسابداری است. رابطه با پول، رابطهای است که هیچکس نمیتواند از آن صرف نظر کند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم با پول سروکار داریم. پول مهمترین چیز نیست، […]
گیس گلابتون حسابداری یاد میگیرد-2

بخش اول را اینجا بخوانید پاییز سال ۱۳۹۰ همراه دوستی به هند رفتم. تازه خانه خریده بودم و ته جیبم کارتنک تار بسته بود. دلم نمیخواست در میانه بیپولی به سفر بروم. ولی در رودروایسی قرار گرفتم. آن موقعها در رودروایستی قرار میگرفتم! چقدر برایم جالب است. انگار گیس گلابتون آن موقع را نمیشناسم. بهرحال. […]