شرح جشن تولد امسال من-2

بخش اول را می توانید اینجا بخوانید ساعت یازده نیم شده بود و بالاخره مغازه‌های میلاد نور لطف کرده و باز شده بودند. ولی آن مغازه لباس خانه… دیگر به سراغشان نخواهم رفت. سه تا خانم نشسته‌اند تلویزیون نگاه می‌کنند، دهانشان پر از شیرمال است و زورشان می‌آید حرف بزنند. یک بلوز خریدم، ولی اشتباهی […]

کشف جدید من: کتابخانه رودهن عجب جای توپیه!

من دوست دارم یک روز وسط هفته تعطیل باشم. ولی از وقتی به اینجا آمدم یعنی نه ماه اخیر عملا چنین امکانی برایم مهیا نبوده است. بویژه بعد از عید، با تغییراتی که در ساعت کار سایت و منشی پیش آمد، بکلی از چنین موهبتی محروم شده بودم.   من به طور متوسط روزی 14 […]

مهمانی افطار مجله راز-1

چند روز داشتم یکی تو سر خودم می‌زدم و یکی تو سر سایت که یک پیامک برام رسید. من موقع کار کردن، موبایلم را بیصدا می‌کنم تا تمرکزم بهم نخورد. یک ساعت و نیم با تمرکز کار می‌کنم، بعد پانزده دقیقه استراحت می‌کنم. موقع استراحت، کمی نرمش می‌کنم، خوراکی کوچکی می‌خورم، با خانم منشی‌ام گپ […]

مهمانی افطار مجله راز-2

بخش اول را می توانید اینجا بخوانید من هر روز ساعت پنج شش از دفتر خارج می‌شوم. البته به خاطر این که خودم را هلاک نکنم، تازگی ساعت را روی 16:45 تنظیم کرده‌ام. اینطوری یک ربع قبل از پنج متوجه می‌شوم وقت جمع و جور کردن و رفتن به خانه است. اگر زمان کار کردن […]