همسایه جدید ما

ساختمان ما هفت طبقه است و هر طبقه سه واحد دارد. ما در طبقه پنجم ساکن هستیم. در طبقه ما، سایر واحدها خالی بود. تازگیها از واحد مجاور ما صدای دریل و چکش می‌آمد. حدس زدم قرار است همسایه دار شویم. دیروز که به خانه آمدم دیدم کلی کارتون خالی در راهروی طبقه ماست. شستم […]

گیس گلابتون، نقشه و نقشه خوانی!

میانه‌ام با نقشه خوب است. از جهت یابی و پیدا کردن شمال و جنوب مکانی که در آن واقع می‌شوم تا حدی  سر در می‌آورم. از وقتی یادم می‌آید پدرم نقشه ای برجسته و زیبا از کشوری به شکل گربه ای ملوس در اتاقم آویزان کرده بود و به من می‌گفت: “این گربه ملوس، کشور […]

پنج روز تایم اوت-5

بخش چهارم را می توانید اینجا بخوانید روز آخر، یکشنبه 27 اردبیهشت:  تلفنی بلیت اتوبوس رزرو کردم. صبحانه خوردم. با دوستان عزیزم خداحافظی کردم، با آژانس به ترمینال مسافربری رفتم سوار اتوبوس شدم. وقتی بعد از تونل کندوان دم آش فروشی ایستادیم، کلی خوشحال شدم. آخ جون! این بار می‌توانم آش بخورم… ولی صد حیف […]

پنج روز تایم اوت-6

بخش پنجمرا می توانید اینجا بخوانید فکر می‌کنید بزرگ‌ترین دستاورد این سفر چه بود؟  بزگترین دستاورد این سفر، آموختن سرسره سواری بود!  می دانم به نظر شما خنده دار است ولی قبل از قضاوت اجازه بدهید داستانم را تعریف کنم. بعد تا دلتان می‌خواهد بخندید. بله تاکید می‌کنم بخندید چون داستان شادی است.   من […]