آذر ۱۴۰۳

پنجشنبه اول آذر گیج بودم. کمرم درد میکرد. شب نخوابیده بودم. روز قبل کیک سیب پخته بودم، جوجهها را مرینت و خانه را گردگیری کرده بودم. وقتی بیدار شدم میز پذیرایی را چیدم: میوه و پیشدستی و کارد و چنگال. بعد میز ناهار را چیدم. صندلیهای آشپزخانه را بیرون گذاشتم تا کف آشپزخانه را جارو […]
دی ۱۴۰۳

شنبه اول دی صبح با درد شست پا بیدار شدم. شست پای راستم ورم کرده و قرمز شده بود. بعللللله! نقرس! یک بیماری خانوادگی که این بار یقه من را چسبیده است. نقرس: بیماری پادشاهان! بیماری ثروتمندان که ۹ بار در مردان شایعتر از زنان است. حالا چه شده که سراغ من آمده؟ نه پادشاه […]
مازندران – زمستان ۱۴۰۳

سفر خونمان بشدت پایین افتاده بود. امسال یک برنامه مهم پیش رو داریم و برایش پسانداز میکنیم. به همین دلیل سفر خارجی نداشتیم. در یک اقدام انتحاری تصمیم گرفتیم سفر کوتاهی به مازندران داشته باشیم. کلبهای در شیرگاه اجاره کردیم و راهی شدیم. یکشنبه ۲۱ بهمن حمام کردم و بیگودی پیچیدم و سپس آشپزی […]
بهمن ۱۴۰۳

دوشنبه اول بهمن تابهحال فیلم تایلندی ندیده بودم. فیلم «چگونه قبل از مرگ مادربزرگ میلیونها دلار به دست آوریم؟» غافلگیرم کرد. ما را خنداند و گریاند و قلبمان را سبک کرد. دوست داشتم. سهشنبه ۲ بهمن امروز دومین مراسم تحلیف پرزیدنت ترامپ است. گزارشها را لحظهبهلحظه دنبال میکنم. ماشاالله خانواده خوشگل و خوشپوش، یکی […]