کوچ ما به رودهن-۱

روز اول: پنجشنبه ۲۲ شهریور ساعت شش و نیم صبح بیدار شدم. اول پیامی کوتاه در سایت گیس گلابتون گذاشتم تا دوستان بدانند تا سه چهار روز نمیتوانم ایمیلها را جواب بدهم. بعد دوش گرفتم و آقای شوشو را بیدار کردم. کمی بعد پسر هم بیدار شد. سرپایی لقمه نان و پنیری خوردیم. دلم چایی […]
کوچ ما به رودهن- ۲

بخش اول کوچ به رودهن را اینجا بخوانید. روز دوم : صبح بیدار شدیم. به جای صبحانه، شیرکاکائو و نان شیرمال خوردیم و به طرف تهران راه افتادیم. باید خانه قبلی را به صاحبخانه تحویل میدادیم. پسر به خاطر تمیز نبودن آپارتمانش ناراحت بود. من به نظافتچی مطبم تماس گرفتم و او ساعت نه صبح […]
کوچ ما به رودهن- ۳

بخش دوم کوچ به رودهن را اینجا بخوانید روز سوم : قرار است عصر به تهران بروم و دو ساعتی مطب باشم و برگردم. اگر میشد این هفته آخر مطب را تعطیل میکردم، ولی باید کسانی را که جراحی کردهام، جمع و جور کنم. قول دادهام. صاحبخانه مطبم برای پرداخت بیست و پنج میلیون پولم […]
تبریک! تبریک!

جمعه هجدهم مهرماه، آقای شوشو در فرهنگسرای بومهن درمورد «رنجش» سخنرانی کرد. من براحتی مینویسم و برای نوشتن لازم نیست به خودم فشار بیاورم، ولی کم حرف هستم و سخنرانی کردن برایم کاری طبیعی نیست. همانطور که در طول سه سال اخیر شاهد بودهاید، هربار قرار بوده جلوی جمع سخنرانی کنم، به گریه و زاری […]