اولین دستمزد

اولین دستمزدی که در عمرم گرفتم، مبلغ پنج هزار تومان بود، بابت سی روز کاری و ده شب کشیک در بخش سوانح سوختگی. هنوز مزه شیرین آن دستمزد، قلبم را پر از حس خوشی می کند. با توجه به این که تا قبل از آن حقوق، من ماهی هزار تومان پول جیبی می گرفتم،  دریافت […]

خانه تمیز می کنیم!

ده روز اخیر برای گذراندن دوره نقاهت در خانه  بودم. چند روز اول به خاطر درد و ناتوانی، روحیه ام را از دست داده بودم. به خود لعنت می فرستادم که چرا تن به جراحی داده ام. چند روز بعد از صبح تا شب به  دیوار زل می زدم و از خود می  پرسیدم:  “زنان […]

خانه

بعضی از خانه ها انگار دستکشی از جنس مخملی هستند، از بس که نرم و گرم اند. بعضی از خانه ها انگار جعبه جواهر هستند از بس که تک تک وسایل با وسواس و سلیقه خریداری شده است. بعضی از خانه ها همیشه پر از عطر غذای خانگی و شیرینی های جورواجور هستند. من در […]

آیین زندگی

دوازده ساله که بودم کتاب “آیین زندگی” نوشته دیل کارنگی را هدیه گرفتم. کتابی به رنگ زرد براق با جلد اعلا. کتابی که زندگی مرا عوض کرد. فهمیدم من هم می توانم زندگی و رفتار خود را تغییر بدهم. من دوست داشتم آدمی باشم که اضطراب و نگرانی را مهار می کند، هدف دارد، برنامه […]