سنگ نشانه: دفاع از پایاننامه ارشد کارشناسی

سهشنبه 11 آبان 1400 چهار و نیم صبح بیدار شدم. حمام کردم و لباس پوشیدم. همسرم نیم ساعت بعد از من از خواب بیدار شد. صبحانه خوردیم. ساعت شش از خانه خارج شدیم. پسرمان با ماشین دم در منتظرمان بود. پس از دو سال، هر سه شیکوپیک کرده بودیم: من کفش پاشنهبلند پوشیده بودم، […]
قهرمان در ایران مال

سالها بود سینما نرفته بودم. آخرین باری که پا به سالن سینما گذاشتم سال 1392 بود و برای تماشای فیلم گذشته ساخته اصغر فرهادی. جدایی نادر از سیمین اذیتم کرده بود، به خاطر پیر آزاری. فیلم گذشته هم اذیتم کرد به خاطر پیچیدگیها و بدفهمیهایی که در خانوادههای ناتنی وجود دارد و فرهادی به زیبایی […]
کنسرت خنده 1400

کنسرت خنده – بهمن 1400 پسرم خبر داد حسن ریوندی پس از دو سال کنسرت خنده برگزار میکند. برای 18 بهمن بلیت خرید. راستش من موافق نبودم. موج ششم کرونا و این بار با سویه اومیکرون در جریان بود، ولی پسرم چنان با ذوق و شوق بلیت خریده بود و یکی از دوستانش را هم […]
استانبول 1400

استانبول 1400 من و همسرم استانبول را ندیده بودیم. در جمع دوستان هر وقت صحبت از سفرهای خارجی میشد و ما میگفتیم هنوز استانبول را ندیدهایم، با حیرت عزیزان روبرو میشدیم. چنان واکنش غلیظی نشان میدادند که خجالتزده میشدیم از میزان جهل و ناآگاهی و دنیا ندیدگی مان. خلاصه آنکه دیدن استانبول عقدهای شده بود […]