فتح مجدد درکه -1400

اوایل زمستان 1399 دچار کرونا شدم. بیماری ده هفته طول کشید: خستگی، کمبود انرژی، سرفههای شدید و تنگی نفس. پس از ده هفته، سرفهها تمام شد، ولی خستگی و تنگی نفس باقی ماند. نوروز به درکه رفتیم. من پس از طی مسافتی کوتاه، دچار تنگی نفس شدید شدم. مرگ را جلوی چشمم دیدم. چه روز […]
دریای ابر – فیلبند

من پیش از ازدواج به همراه تورهای ایرانگردی، تقریباً همه جای ایران را گشتهام. البته غیر از استان هرمزگان و کرمان. دلم لک میزند جزیره قشم و هرمز و باغ شازده ماهان را ببینم. آن موقع ها اگر فرصت بود در تورهای چندروزه شرکت میکردم و اگرنه، با تورهای یکروزه و سوار بر اتوبوس، […]
سنگ نشانه: دفاع از پایاننامه ارشد کارشناسی

سهشنبه 11 آبان 1400 چهار و نیم صبح بیدار شدم. حمام کردم و لباس پوشیدم. همسرم نیم ساعت بعد از من از خواب بیدار شد. صبحانه خوردیم. ساعت شش از خانه خارج شدیم. پسرمان با ماشین دم در منتظرمان بود. پس از دو سال، هر سه شیکوپیک کرده بودیم: من کفش پاشنهبلند پوشیده بودم، […]
قهرمان در ایران مال

سالها بود سینما نرفته بودم. آخرین باری که پا به سالن سینما گذاشتم سال 1392 بود و برای تماشای فیلم گذشته ساخته اصغر فرهادی. جدایی نادر از سیمین اذیتم کرده بود، به خاطر پیر آزاری. فیلم گذشته هم اذیتم کرد به خاطر پیچیدگیها و بدفهمیهایی که در خانوادههای ناتنی وجود دارد و فرهادی به زیبایی […]