سال 1400 در یک نگاه

در روزهای پایانی هر سال، سالی را که گذشت، بررسی می‌کنم: چه دستاوردهایی داشتم؟ چه خوشی‌هایی داشتم؟ وضعیت مالی‌ام چطور بود؟ وضعیت سلامتی‌ام چطور بود؟ چه مطلب جدیدی یاد گرفتم؟ چه تجربه جدیدی کسب کردم؟ چه کارهایی را می‌شد بهتر انجام بدهم؟     من تمام زمستان 1399 درگیر بیماری کرونا و سرفه‌های شدید و […]

تعطیلات نوروزی 1401

تعطیلات نوروز 1401 چگونه گذشت؟ در یک عبارت: آرام، دل‌نشین، هماهنگ و عاشقانه! حکایت آن به تفضیل چنین است:   یکشنبه 29 اسفند 1400 ساعت 19:30 تحویل سال بود. سال پروار گاو را پس دادیم و سال پرشور ببر را گرفتیم. ساعت تحویل سال وقت خوبی بود. آدم فرصت می‌کرد به‌اندازه کافی بخوابد، بیدار که […]

خاک‌سپاری عمو محمود

دست‌ودلم نمی‌رود که درباره خاک‌سپاری عمو محمود بنویسم، چون قبل از نوشتن درباره وداع ابدی با او، دلم می‌خواهد درباره زندگی پربارش بنویسم، درباره روحیه شاد و قوی او، درباره خنده‌های آهنگینش، درباره شوخی‌های فراوانش، درباره ماجراجویی‌ها و سفرهایش، ولی نوشتن درباره زندگی عمو، یعنی نگاشتن کتابی پرحجم و طولانی که در مقاله‌ای کوتاه نمی‌گنجد. […]

اردیبهشت و خرداد 1401 – درهم و برهم

این روزها به‌سرعت برق و باد می‌گذرند. خوش نمی‌گذرد. با درد و غم می‌گذرد، ولی سریع می‌گذرد. هنوز برای عمو درست‌وحسابی گریه نکرده‌ام. مدام تصویرش جلوی چشمم می‌آید و بغضی دردناک، دست بی‌رحمش را دور گلویم حلقه می‌کند. سرم را تکان می‌دهم تا تصویر عمو مثل دودی پراکنده شود. می‌دانم لازم است درد را در آغوش […]