نان خوشمزه و ساده چاباتا

من از ابتدا سال 1398 شروع کردم به کیک پختن. آن‌قدر کیک پختم و پختم و پختم که بالاخره یاد گرفتم چند تا کیک را به‌خوبی از آب و گل دربیاورم. سال 1399 نوبت نان شیرین بود. خمیر ساختم و ورز دادم و پختم و این کارها را مرتب تکرار کردم که بالاخره چهار پنج […]

ساده‌ترین نان خمیرترش دنیا

اولین بار که از وجودش باخبر شدم، شاخ درآوردم! یک پیج اینستاگرامی باآب‌وتاب توضیح داد که چگونه آب و آرد را مخلوط می‌کند و در ظرف شیشه‌ای دربسته‌ای جا می‌دهد و آن هرروز تغذیه می‌کند تا مخمر پرورش بدهد: قارچ و باکتری دست در دست هم موجودی را می‌سازند که باعث “ور‌آمدن” نان می‌شود. عکس‌هایی […]

ماجراهای من و مامانم

  اول ماه رمضان، مادر همسرم در حمام زمین خورد و لگنش شکست. به‌صورت اورژانس تحت جراحی تعویض مفصل قرار گرفت و سپس در خانه خودش دوران نقاهت را گذراند. دختر و پسر و نوه‌اش به‌نوبت از او مراقبت کردند تا الحمدالله توانست به زندگی عادی برگردد. ماجرا را با سه جمله و خیلی کوتاه […]

روزی خوش پس از مدت‌ها

پنجشنبه 29 خرداد 1400: پس از مدت‌ها، روزی را در آرامش و سکوت سپری کردم. یادم نیست آخرین باری که چنین زمان خوشی داشتم، چه موقع بود. سال 99 سراسر اضطراب و اندوه بود، سال سیاه کرونا. مهر 1399 همسرم بیمار شد و آخر آذر خودم. هنوز حالم کاملاً خوب نشده و تنگی نفس همراهم […]