روزی که تارت پختم

ششم مرداد تولد آقای شوشو است. میخواستم او را غافلگیر کنم. به همین دلیل پنجم مرداد برای او تدارک دیدم. حالا فکر نکنید خبری بودها! نه بابا! من و پدر و پسر، سهنفری. آقای شوشو گفته بود: کیک نمیخوام. اصلاً ازین لوسبازی ها که شمع را فوت کن و این حرفها خوشم نمیاد. از ده […]
سفر به شهر وان ترکیه

سفرنامه وان 29-24 مرداد 1398 معادل 19-14 آگوست 2019 به آقای شوشو گفتم: مامان و بابا و خواهرک همراه با ده نفر دیگر، عازم شهر وان ترکیه هستند. چرا تو همراهشان نمیروی؟ راستش به من هم پیشنهاد کردند، ولی تو که نمیتوانی بیایی. خب… تو برو! برو دختر! برو کلهات هوا بخورد و دلت باز […]
راهنمای پختن کیک برای تازهکارها

راهنمای پختن کیک برای تازهکارها از دوران کودکی به مطالعه سه دسته مطلب علاقهمند بودم: آشپزی و خانهداری آرایش آداب معاشرت – اتیکت دور از چشم دیگران مقالاتی در باب این سه موضوع پیدا میکردم و با ولع میخواندم. نمیدانم چرا علاقهام به سه زمینه را پنهان میکردم. انگار از علاقهام به این […]
موزه پروانهها

بهتازگی داروخانه آقای شوشو مجوز شبانهروزی گرفته است. این موضوع افتخارآمیز است، ولی باعث شده همسرم هیچوقت خانه نباشد. چند تا جمعه دندانهایم را سر جگر فشار دادم، ولی بالاخره صدایم درآمد و گردوخاک راه انداختم: من نمیتوانم همه جمعهها از صبح تا شب به دیوارهای خانه زل بزنم. دق میآورم. آقای شوشو قول […]