روزی که از هواپیما جا ماندم!

زوریخ، چندین سال پیش: تا گیت هواپیما دویدم. گیت بسته بود. نمی داستم باید دو ساعت قبل از پرواز در محل حضور پیدا می‌کردم. دیر رسیده بودم. از وحشت داشتم می‌مردم. پول زیادی نداشتم. حالا چه باید می‌کردم.   خوشبختانه مأمور فرودگاه گفت فردا می‌توانم همین ساعت دوباره برگردم و بدون پرداخت وجه اضافی سوار […]

در کنگره جراحان چه گذشت؟

  پس از گذراندن دوره خداحافظ خشم، با خود پیمانی می‌بندیم: من پیمان می‌بندم به مدت 24 ساعت بدون خشم زندگی کنم. هر روز صبح پیمان را به خود یادآوری می‌کنیم. توجه کنید فقط 24 ساعت بدون خشم، ولی هر روز این پیمان را تجدید می‌کنیم. من چند وقتی است این پیمان را با خود […]

چگونه با مادرتان ملاقات کردم؟

بالاخره سریال «چگونه با مادرتان ملاقات کردم؟» را دیدم: پنج تا آدم، یک کاناپه و یک میز! به نظرم تمام سریال در یک اتاق فیلمبرداری شده است. ولی خب… مکالمات بسیار سرگرم کننده‌ای دارند، بنحوی که آدم دلش نمی‌خواهد یک لحظه آن را از دست بدهد. البته مال فرهنگ متفاوتی است. بسیار متفاوت، من نمی‌دانم […]

اعتراف می‌کنم که…

 عادت اردیبهشت ماه یادتان هست؟ 15 دقیقه پیاده روی روزانه من اعتراف می‌کنم در طول ماه اردیبهشت فقط سه بار و هر بار حدود یک ساعت پیاده روی کردم. حالا چرا؟   من و دوستان حلقه هدف یک گروه تلگرام داریم. چند ماه پیش خانم صلاحیان به ما تمرین داد که روزانه 15 دقیقه پیاده […]