خستگی و گرفتاری و کلی آت و آشغال دیگه!

من عاشق دشت شقایق لار هستم. دیدن شقایقهای شگفت انگیز دشت لار و تماشای قله سرافراز دماوند برای من، مثل سفر زیارتی است. امسال آخرهای خرداد شقایقهای دشت لار باز خواهند شد. یعنی وسط ماه رمضان. آقای شوشو میداند دیدن این شقایقها برای من چقدر باارزش است، ولی ماه رمضان را چه کند. به […]
جشن بهاری

اول فروردین ساعت ده صبح بیدار شدم. بنا به دلایلی شب گذشته بیخوابی کشیده بودم و خواب ماندم. متاسفانه تحویل سال را از دست دادم. سالها بود این لحظه جادویی را از دست نداده بودم. تقریباً به محض بیدار شدن، توفانی در خانه آغاز شد که خوشبختانه به کمک مهارت مدیریت خشم که آموختهام، فقط […]
ماراتون استخدام کارمند جدید

خب… اول سال شد و خیال دارم یک کارمند به دفترم اضافه کنم. اولین آگهی را منتشر کردم. دوازده نفر تلفن کردند و شش نفر برای مصاحبه آمدند. هیچکدام را نپسندیدم. استخدام کارمند، کار ظریفی است. گاهی اوقات چند ماه طول میکشد تا فرد مورد نظرتان را پیدا کنید. از شش نفری که برای […]
آخرین جمعه فروردین 1395

از هفته دیگر، شش جمعه کارگاه حضوری خداحافظ خشم خواهم داشت. یعنی به مدت شش هفته روز تعطیل به همراه همسرم نخواهم داشت. به همین دلیل من و آقای شوشو خیال داشتیم حسابی از روز تعطیلمان استفاده کنیم. من فکر میکردم به میان کوچه باغها و شکوفهها خواهیم رفت. وقتی آقای شوشو پیشنهاد کرد […]